الفيض الكاشاني
438
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نوشتن ياوههاى مكتوب او را مطالبه كنند بيش از تسبيح اوست ؛ البته در آن وقت حتّى زبانش را از بسيارى از مهمّات خود نگاه مىدارد و سخنانى را كه در فواصل زمانها گفته است به اندازهء تسبيحات خود مىشمارد تا آنجا كه از اجرت نوشتن ( مأموران الهى ) بيشتر نمىشود ، و شگفتا از كسى كه خود را محاسبه مىكند و از بيم از دست دادن يك قيراط در مزد نوشتن احتياط مىكند ولى از بيم از دست دادن بهشت اعلى و نعمتهاى آن بيم ندارد . اين مصيبتى است بزرگ براى كسى كه در آن بينديشد و ما به امرى گرفتار شدهايم كه اگر در آن شك كنيم از كافران منكر خواهيم بود و اگر آن را تصديق كنيم از احمقان مغرور خواهيم بود ، و اين اعمال كسى نيست كه به احكام قرآن معتقد باشد ؛ و ما به خدا پناه مىبريم كه از كافران نباشيم . پس پاك و منزّه است خدايى كه با اين بيان ما را در معرض هشيار و يقين قرار داد و چه شايسته است كه انسان از خدايى كه قادر است چنين غفلت و غرورى بر دلها مسلّط كند بترسد و از او بپرهيزد و با اعتماد بر آرزوهاى باطل و سرگرميهاى شيطانى و هواى نفس ، فريفته نشود . اصناف فريفتگان و اقسام گروههاى هر صنف اوّلين صنف فريفتگان و مغروران علمايند ( 1 ) كه چند گروه مىشوند : گروهى از آنان علوم شرعى و عقلى را استوار ساخته و در آن تعمّق كرده و بدان سرگرم شدهاند و به اعضاء و حفظ آنها از گناهان نپرداخته و اعضاء را ملزم به عبادات نساختهاند ، و به دانش خود فريفته شدهاند و پنداشتهاند كه در پيشگاه خدا مقامى دارند و در دانش به جايى رسيدهاند كه خداوند امثال آنها را عذاب نمىكند ، بلكه شفاعت آنها را دربارهء مردم مىپذيرد و چون در نزد خدا گرامىاند خدا آنان را به خطاها و گناهانشان مؤاخذه نمىكند . اينان مغرورند زيرا اگر با چشم بصيرت بنگرند خواهند دانست كه علم دو قسم است : علم معامله كه مربوط به ظاهر است و علم مكاشفه كه مربوط به باطن است و اين